<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[Evanescence Persian Forum - تمامی بخشها]]></title>
		<link>http://evanescence.ir/forum/</link>
		<description><![CDATA[Evanescence Persian Forum - http://evanescence.ir/forum]]></description>
		<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 10:17:35 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[amy lee theme for nokia 5800&amp;#x26;N97]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6249</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 09:27:02 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6249</guid>
			<description><![CDATA[http://gallery.mobile9.com/f/655601/?view=download<br />
<br />
تم قشنگیه من تستش کردم روی 5800وn97 کار میده<br />
دانلود کنید از دستتون نره]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[http://gallery.mobile9.com/f/655601/?view=download<br />
<br />
تم قشنگیه من تستش کردم روی 5800وn97 کار میده<br />
دانلود کنید از دستتون نره]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[به نظر شما کدوم آهنگ Evanescence متنش جالب تره ؟؟؟]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6247</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 19:13:28 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6247</guid>
			<description><![CDATA[البته همه ی آهنگ های این گروه عالیند ولی باز شما بگید !!!<br />
<br />
من که میگم متن آهنگ Anywhere رو دست نداره !!!<br />
<br />
شما چی ؟؟؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[البته همه ی آهنگ های این گروه عالیند ولی باز شما بگید !!!<br />
<br />
من که میگم متن آهنگ Anywhere رو دست نداره !!!<br />
<br />
شما چی ؟؟؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آغوش گرم...]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6246</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 14:53:35 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6246</guid>
			<description><![CDATA[سلام اونسنسی های گل...<br />
دیشب یکی از بچه ها یه جمله ای گفت که من امروز درگیرش بودم و نتیجش این متنه که قابلی نداره ..دوستمون( *Evanescence* ) گفتند ادما باید از احساساتشون بنویسن نه اینکه به مغزشون فشار بیارنو یه چیزی بنویسن... خوب منم نسبت به اهنگ field of innocence احساس فوق العاده ای دارم که تمام اون احساس رونمیتونم روی برگه بنویسم اخه سواد نویسندگی رو ندارم ... حتما نظر انتقاد پیشنهاد حرفی دارید بزنید مرسی استادان گرامی و دوست عزیز.<br />
<br />
<br />
به یاد می آورم از وقتی وجود داشتم آغوش گرمی رو محکم چسبیده بودم...<br />
<br />
<br />
نوازش های خوشبویی را حس می کردم...<br />
<br />
<br />
به یاد می آورم هیچ وقت گوشه های لبانم سقوط نمیکردند...<br />
<br />
<br />
چشمانم رابسته نگه می داشتم تا اگر رویایی بود پایان نیابد...<br />
<br />
<br />
اما درست زمانی که وسوسه شدم زمانی که میخواستم ببینم چه چیز میتواند این قدر دوست داشتنی باشد مرا از آن آغوش جدا کردند<br />
<br />
<br />
فریادزنان چشمانم را به هم دوختم <br />
<br />
<br />
زمانی که گوشه های لبانم سقوط کردند و دستانم را مشت می کردم<br />
<br />
<br />
روی زمین سخت کوبیدنم گوشهایم ناله هایی را دنبال می کردند <br />
<br />
<br />
ولی هیچ چیز نمی فهمیدند ...<br />
<br />
<br />
وقتی چشمانم را باز کردم آسمان را دیدم زیبا بود <br />
<br />
<br />
کمی بزرگتر که شدم توانستم با گفتن کلماتی غلط و ناقص مترسکهای سخنگوی را خوشحال کنم زمانی که انها خودرابه گریه میزدند تا نگرانی و نوازش مرا ببینند را به یاد دارم گوشه های لبانشان به بالا صعود میکرد انگارکه این صعود آشنا بود!<br />
<br />
<br />
دوست داشتن را ازبوسه های مادر ونگرانی های مادربزرگ و نوازش پدر و دلتنگی های آنها آموختم زیبا بود..<br />
<br />
اما دلم برای زیبایی آسمان تنگ شده است دیگر آسمان را به آن زیبایی نمی یابم!<br />
<br />
<br />
کودکی را به یاد دارم آسمان را باتمام زیبایی هایش میدید با دیدن چشمک زدن ستاره ها چشمانش برق میزد و شروع به چشمک زدن میکرد فک میکرد ستارگان این طور حرف میزنن .. از صدای رعد وبرق میترسید و خود را به خواب میزد ولی عاشق باران بعد از آن بود ! دهانش را رو به آسمان باز میکرد و دلش میخواست مزه ی ابی که خدا به ادما از اسمون میفرسته چیه؟ کودکی که سوالی در ذهن داشت که چرا خدا بارونو داخل یه استخر نمیریزه تا اسراف نشه!<br />
<br />
<br />
کودکی را میشناختم که برای زندگی کردن نیازی به درک نداشت و پیروی احساسات و حدس و گمان عقلش بود ... و چه زیبا و پاک میزیست ...<br />
<br />
<br />
کمی بزرگتر که شدم شاهد اشتباهات و بی رحمی های انسان ها بودم کلمات زیادی را درک کردم نفرت ، کینه ، انتقام ، جنگ ، دروغ ، زشتی ، گناه و ...<br />
<br />
 <br />
باخود قول دادم که هیچ گاه به آنها آلوده نشوم ....<br />
ولی وقتی بزرگ شده بودم تاریخ را تکرارکردم آن وقت بود که دلم برای ناله های زمین تنگ شد....زمین بیچاره آن زمان نمیداستم چه میگوید<br />
<br />
<br />
من درشگفت ام که این چه دنیایی است که یک دنیاست ولی در دو دنیای متفاوت زندگی میکنی دنیایی که چیزی نمیدانی ولی مقدس و پاک است و دنیایی که همه چیز را درک کرده ای ولی پراززشتی است...<br />
<br />
<br />
<br />
وقتی زندگی را فرسوده دیدم دلم برای آغوش گرم تنگ نبود چون تکرار تمام این لحظه های تلخ را دنبال می کرد..<br />
<br />
حال دلتنگ آن آغوش همیشگی ام که در تمامی عمرم می توانستم گرمای آن را حس کنم ...<br />
<br />
<br />
وآن آغوش یکتا خداست.... <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
خوب حالا بگید چطور بود؟ <br />
<br />
به ایمی هم رای بدید http://tweeter.faxo.com/Ms_Twitter/2010/03]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام اونسنسی های گل...<br />
دیشب یکی از بچه ها یه جمله ای گفت که من امروز درگیرش بودم و نتیجش این متنه که قابلی نداره ..دوستمون( *Evanescence* ) گفتند ادما باید از احساساتشون بنویسن نه اینکه به مغزشون فشار بیارنو یه چیزی بنویسن... خوب منم نسبت به اهنگ field of innocence احساس فوق العاده ای دارم که تمام اون احساس رونمیتونم روی برگه بنویسم اخه سواد نویسندگی رو ندارم ... حتما نظر انتقاد پیشنهاد حرفی دارید بزنید مرسی استادان گرامی و دوست عزیز.<br />
<br />
<br />
به یاد می آورم از وقتی وجود داشتم آغوش گرمی رو محکم چسبیده بودم...<br />
<br />
<br />
نوازش های خوشبویی را حس می کردم...<br />
<br />
<br />
به یاد می آورم هیچ وقت گوشه های لبانم سقوط نمیکردند...<br />
<br />
<br />
چشمانم رابسته نگه می داشتم تا اگر رویایی بود پایان نیابد...<br />
<br />
<br />
اما درست زمانی که وسوسه شدم زمانی که میخواستم ببینم چه چیز میتواند این قدر دوست داشتنی باشد مرا از آن آغوش جدا کردند<br />
<br />
<br />
فریادزنان چشمانم را به هم دوختم <br />
<br />
<br />
زمانی که گوشه های لبانم سقوط کردند و دستانم را مشت می کردم<br />
<br />
<br />
روی زمین سخت کوبیدنم گوشهایم ناله هایی را دنبال می کردند <br />
<br />
<br />
ولی هیچ چیز نمی فهمیدند ...<br />
<br />
<br />
وقتی چشمانم را باز کردم آسمان را دیدم زیبا بود <br />
<br />
<br />
کمی بزرگتر که شدم توانستم با گفتن کلماتی غلط و ناقص مترسکهای سخنگوی را خوشحال کنم زمانی که انها خودرابه گریه میزدند تا نگرانی و نوازش مرا ببینند را به یاد دارم گوشه های لبانشان به بالا صعود میکرد انگارکه این صعود آشنا بود!<br />
<br />
<br />
دوست داشتن را ازبوسه های مادر ونگرانی های مادربزرگ و نوازش پدر و دلتنگی های آنها آموختم زیبا بود..<br />
<br />
اما دلم برای زیبایی آسمان تنگ شده است دیگر آسمان را به آن زیبایی نمی یابم!<br />
<br />
<br />
کودکی را به یاد دارم آسمان را باتمام زیبایی هایش میدید با دیدن چشمک زدن ستاره ها چشمانش برق میزد و شروع به چشمک زدن میکرد فک میکرد ستارگان این طور حرف میزنن .. از صدای رعد وبرق میترسید و خود را به خواب میزد ولی عاشق باران بعد از آن بود ! دهانش را رو به آسمان باز میکرد و دلش میخواست مزه ی ابی که خدا به ادما از اسمون میفرسته چیه؟ کودکی که سوالی در ذهن داشت که چرا خدا بارونو داخل یه استخر نمیریزه تا اسراف نشه!<br />
<br />
<br />
کودکی را میشناختم که برای زندگی کردن نیازی به درک نداشت و پیروی احساسات و حدس و گمان عقلش بود ... و چه زیبا و پاک میزیست ...<br />
<br />
<br />
کمی بزرگتر که شدم شاهد اشتباهات و بی رحمی های انسان ها بودم کلمات زیادی را درک کردم نفرت ، کینه ، انتقام ، جنگ ، دروغ ، زشتی ، گناه و ...<br />
<br />
 <br />
باخود قول دادم که هیچ گاه به آنها آلوده نشوم ....<br />
ولی وقتی بزرگ شده بودم تاریخ را تکرارکردم آن وقت بود که دلم برای ناله های زمین تنگ شد....زمین بیچاره آن زمان نمیداستم چه میگوید<br />
<br />
<br />
من درشگفت ام که این چه دنیایی است که یک دنیاست ولی در دو دنیای متفاوت زندگی میکنی دنیایی که چیزی نمیدانی ولی مقدس و پاک است و دنیایی که همه چیز را درک کرده ای ولی پراززشتی است...<br />
<br />
<br />
<br />
وقتی زندگی را فرسوده دیدم دلم برای آغوش گرم تنگ نبود چون تکرار تمام این لحظه های تلخ را دنبال می کرد..<br />
<br />
حال دلتنگ آن آغوش همیشگی ام که در تمامی عمرم می توانستم گرمای آن را حس کنم ...<br />
<br />
<br />
وآن آغوش یکتا خداست.... <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
خوب حالا بگید چطور بود؟ <br />
<br />
به ایمی هم رای بدید http://tweeter.faxo.com/Ms_Twitter/2010/03]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه ی جدید ایمی با Spin.com]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6238</link>
			<pubDate>Fri, 05 Mar 2010 22:44:06 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6238</guid>
			<description><![CDATA[سلام ایمی اینبار با سایت معتبر Spin.com مصاحبه ای انجام داده. مطالب شنیدنی زیادی داره ... <br />
<br />
خیلی زیاد خوشحالم ... بوی اونسنس میاد نصفه شبی ....<br />
<br />
<br />
<br />
Evanescence singer Amy Lee is over the drama<br />
<br />
لی به SPIN.com گفت: "یه عالمه مذخرفات در رابطه با نام اونسنس برای بند من وجود داره. اما من آماده ام تا پشت سرشون بذارم. من متوجه شدم که اونسنس چیزیه که من هستم."<br />
<br />
اون در مورد واژه ی مذخرفات شوخی نمیکنه . از هنگام بردن جایزه ی گرمی در 2003 برای آلبوم مولتی پلاتینوم فالن ، که در لیتل راک آرکانزاس به فضایی میان ستارگان شلیک شد، گروه دچار بیماری جنگ درونی و تغییر نفرات شده که با ترک بن مودی ، یکی از پایه گزاران گروه شروع شد. و در یک کش مکش در اواخر 2006 هم آخرین اعضای اولیه --گیتاریست لیکامپت و درامر راکی گری-- گروه رو ترک کردند و زود به گروه مودی یعنی We Are the Fallen با وکال فینالیست American Idol یعنی  Carly Smithson ملحق شدند.<br />
<br />
اما اونسنس همچنان ادامه میده. پوشش گاث-راک آلبوم بعدی آنها را از سال 2006 ، در سپتامبر امسال عرضه خواهد کرد. با سیر نفراتی جدید. و صدایی جدید.<br />
<br />
لی، گیتاریست تری بالسامو ، بیسیست تیم مک کورد ، درامر ویل هانت ، و عضو جدید گروه ، تهیه کننده ، آهنگساز و همکار استودیویی ویل "Science" هانت (درسته ، باند 2 نفر عضو با نام ویل هانت داره) در حال ضبط آلبوم در یک استودیو در نیویورک هستند با تهیه کنندگی استیو لیلیوایت. (U2 و Rolling Stones ) و آنها پرسناژ هوی ، گاث-راک اونسنس رو با الکترو پاپی مخلوط میکنن که توسط گروه هایی نظیر Massive Attack, Bjork, و Portishead   به ایمی لی الهام شده.<br />
<br />
لی میگه:<br />
<br />
"آلبوم صدایی تحریف ، تغییر و برگردانده شده داره. یه عالمه چیزای باحال توش گنجانده شده."<br />
<br />
در پایین ، او با SPIN.com  در مورد ضبط آلبوم جدید ، اعضای سابق و عادت مورد علاقه ش یعنی نقاشی کشیدن صحبت میکنه:<br />
<br />
<br />
-چه جوری اون رفیق دومی رو که اسمش ویل هانته برای گروهت پیدا کردی؟ این خیلی عجیبه. <br />
<br />
-(خنده) خب ، یه قسمتی از این موضوع که اونسنس برگشته ویل هانت بود. من این ویل رو -- من صداش میزنم Will "Science" Hunt چون اون یه عالمه برنامه نویسی و ضربه رو نواخت. --- وقتی ما Sally's Song رو برای  Nightmare Revisited نوشتیم.<br />
<br />
<br />
<br />
-حدود 2 ساله که هیچ خبری از اونسنس نبود. چرا الان برگشتین؟<br />
<br />
-برای یه مدت طولانی ، من نمیدونستم که چه کار قراره بکنم. من واقعا" عاشق اینم که برای فیلم ها آهنگ بسازم و این واقعا" چیزی بود که میخواستم به سمتش برم. من چند بار برای انجام اون کار به خودم سیخونک زدم اما بعدش شروع کردم تا آهنگای بیشتری بنویسم. عجب دوران خوبی رو برای ضبط Sally's Song در استودیو با Science داشتم -- اون یه فضای خفن ، آزاد و خلاقانه بود . پس ما فکر کردیم که :"چرا ما نشینیم و سعی نکنیم تا یه آهنگ اوریجینال بسازیم؟" <br />
اون یه استودیو در Forth Worth تگزاس داره و ما حدود دو روز رو در اونجا برای ساخت یه موزیک جدید سپری کردیم و حاصل کار چیزی خیلی متفاوت بود.--تاریک و الهام بخش. اون یه مرتع بود که در طی این همه مدت کشفش نکرده بودم. پس ما کل پارسالو عین دیوونه ها صرف نوشتن کردیم و جایی در میانه ی راه من گفتم" میدونی ، فکر کنم داریم یه آلبوم اونسنس مینویسیم"<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
-در مورد اون آهنگ اولی که نوشتین بهمون بگو<br />
<br />
Hi-Lo . این فقط یه working title ه. اون سمت و سویی الکترو پاپ داره-- اون هیچ ابزار اصلی یی نداره . اون سمت و سویی شبیه پورتیشد یا Massive Attack داره. و از باب لیریک ،اون در مورد حرکت رو به جلو اما با تم غیر ستیزه جویانه و غیر عصبانیت خیلی  زیادیه.اون یه جورایی میگه " هی، هر چیزی که اتفاق افتاد ، من پشت سرش گذاشتم ، و من دیگه راجع بهت دیوانه نیستم"<br />
<br />
<br />
<br />
-آیا طرفدارای صدای هوی اونسنس سورپرایز خواهند شد؟<br />
<br />
-خب ، آلبوم بعدی اساسا" هنوز هویه. مثل The Open Door ، آهنگای جدید مثل یه طیف رنگارنگ از رنگین کمانی از صداها هستند. اما این البوم حتی بازه ی بیشتری داره. لحظاتی هستند که به طور محشری هوی هستن. اما لحظاتی هم هستن که به طور کامل در آرامش هستن. <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
-آیا شما به طور کامل آلبومو با هم نوشتین؟<br />
<br />
-بیشترشو. او (Science )  در واقع بیشترین الهام بخش من و همکار نویسنده م بود.بعضی از آهنگا رو من خودم نوشتم. و یه مقداری رو هم با تری (بالسامو- گیتاریست). من یه استودیو در خونه م دارم و یه عالمه با ویل Science توش کار کردم. و ما همچنین پیش خودمون تنهایی کار میکردیم و ایده هامون رو با ایمیل به هم میرسوندیم . یه جورایی شبیه یه سیستم پستی. <br />
کار نوشتن آهنگ ها و صدا ها با یه عالمه عشق متقابل هردومون به کار هایی نظیر Bjork, Nine Inch Nails و موزیک هایی با یه عالمه برنامه نویسی که بهمون احساسی فراتر از زندگی رو میداد  الهام شد. <br />
<br />
<br />
<br />
-چه جوری به تهیه کننده، استیو لیلیوایت پیوستی؟ <br />
<br />
-ما تصمیم گرفتیم که این خوبه که یه مغز دیگه تو اتاق داشته باشیم تا برامون زوایای دید رو فراهم کنه.چون ما مدت زیادی فقط با دمو ها زندگی کرده بودیم. استیو لیلیوایت همینجوری  تصادفی با لیبلمون تماس گرفت و گفت : " هی ، ایمی لی و اونسنس چه کار دارن میکنن؟  من واقعا" علاقه دارم تا باهاشون کار کنم" من فکر کردم که این میتونه واقعا" جذاب باشه. من درواقع اصلا" به فکرش نمی افتادم  اگه اون زنگ نمیزد. پس ما یه وعده با هم ناهار خوردیم و من به اون چند تا از اهنگامونو نشون دادم.اون واقعا" عاشقشون شد و خواست که باهامون همکاری کنه!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
- این یه چیز خیلی مناسبه . با توجه به اینکه او با U2 و رولینگ استونز هم کار کرده.<br />
<br />
-درسته . و مطمئنا" این آلبوم به سوی هیچ کدوم از اون بند ها نمیره. این یه ضبط ارگانیک نیست. ایده ی ما اینه که آواهای  (مصنوعی) synthetic و atmospheric با هم ترکیب کنیم و و راهی پیدا کنیم تا مرز بین آواهای ارگانیک و synthetic رو محو کنیم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
-آیا باید با این جهت گیری به گوش دادن به هر نوع موزیک جدید بپردازیم؟<br />
<br />
-فکر میکنم بله. چیز خیلی خوشایندی در حال حاضر در حال اتفاق در دنیای موزیکه. بند هایی در حال حاضر هستند که صدایی دارند که انگار مال یه زمان دیگه ست. -- مثل اتفاقی که در دهه ی 80 برای سینتی سایزرهای آنالوگ و سینتی سایزرهای Moog رخ داد. من عاشقشم. در حال حاضر خیلی به La Roux گوش میدم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
-آیا تم مشخصی برای لیریک داری؟<br />
<br />
-من در مورد اونچیزی که در حال حاضر هستم مینویسم. زمان هایی هستن که : " هی ، من پشت سرش گذاشتم و حالم خوبه"  و طعنه های باحالی مثل: "هی ، هر بد بیاری ای رو نمیشه دراماتیک ترین چیز ممکن در دنیا در نظر گرفت" . این واقعا واقعا واقعا در نوع خودش عمیق هم هست. و این احتملا" دلیل این هستش که خیلی سخته که بخوای اسمی برای البوم انتخاب کنی. (خنده) اما از لحاظ لیریک ، این یه ورژن واقعی تر از خودمه. من میخوام چیز هایی رو بگم که تا الان از گفتنش ترس داشتم. من الان خیلی با اعتماد به نفس تر و راحت ترم. <br />
<br />
<br />
<br />
-آخرین باری که ما با هم صحبت کردیم ، تو گفتی که به یه جور موسیقی Celtic برای یه البوم سولو رو اوردی. حرفی راجع بهش داری؟ <br />
<br />
-من بعد اون تو یه فضای واقعا" خلاقانه قرار گرفتم.قبل از اینکه با Science همکاری کنم. من چند تا آهنگ نوشتم که خوبن اما در یک جهت خیلی متفاوت. از اون بازه ی زمانی هیچ چیزی در آلبوم جدید نیست.<br />
<br />
<br />
<br />
-از موزیک بگذریم. ایمی لی در اوقات فراقتش چه کار میکنه؟<br />
<br />
-من عاشق نقاشیم. من الان دارم رو این نقاشی برای حدود یه سال و نیمه که کار میکنم . اون یه عالمه موجودات کوچولوی دریایی داره و میخوام ادامه ش بدم اما اون به این پروژه ی دلهره اور تبدیل شده. وقتی میخوام ذهنمو خالی کنم ، این یکی از کاراییه که انجام میدم. من همچنین "چنگ" هم مینوازم. وقتی اونسنس در استراحت به سر میبرد ، من یه چنگ بزرگ کنسرتی خریدم و شروع به یادگیری درس هاش، درست مثل زمانی که در دبیرستان بودم کردم.  که خیلی خیلی باحال بود. احساس کردم که دوباره دارم یاد میگیرم. من واقعا"  میخوام که ازش در این آلبوم جدید استفاده کنم.<br />
<br />
<br />
-در مورد We Are the Fallen چی فکر میکنی؟ <br />
-هیچ فکری. اون به من و اونسنس هیچ ربطی نداره. <br />
<br />
<br />
<br />
-آیا مطمئنی که با جان یا راکی یا بن حرفی نزدی؟<br />
-اوه بله. کاملا" مطمئنم. <br />
<br />
-به نظر میرسه که بحرانو پشت سر گذاشتی و رو به یه زندگی دوباره هستی. <br />
- بله. قطعا". من تو یه شرایط جدیدم. من با خودم کنار اومدم و نیازی به کس دیگه ای برای تایید شدن ندارم.<br />
<br />
<br />
منبع : <br />
<br />
http://www.spin.com/articles/exclusive-a...ence-album<br />
<br />
<br />
<br />
-----------------<br />
<br />
من خوابم میاد  ... فردا باید پاشم ببینم چه نوشتم ... ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام ایمی اینبار با سایت معتبر Spin.com مصاحبه ای انجام داده. مطالب شنیدنی زیادی داره ... <br />
<br />
خیلی زیاد خوشحالم ... بوی اونسنس میاد نصفه شبی ....<br />
<br />
<br />
<br />
Evanescence singer Amy Lee is over the drama<br />
<br />
لی به SPIN.com گفت: "یه عالمه مذخرفات در رابطه با نام اونسنس برای بند من وجود داره. اما من آماده ام تا پشت سرشون بذارم. من متوجه شدم که اونسنس چیزیه که من هستم."<br />
<br />
اون در مورد واژه ی مذخرفات شوخی نمیکنه . از هنگام بردن جایزه ی گرمی در 2003 برای آلبوم مولتی پلاتینوم فالن ، که در لیتل راک آرکانزاس به فضایی میان ستارگان شلیک شد، گروه دچار بیماری جنگ درونی و تغییر نفرات شده که با ترک بن مودی ، یکی از پایه گزاران گروه شروع شد. و در یک کش مکش در اواخر 2006 هم آخرین اعضای اولیه --گیتاریست لیکامپت و درامر راکی گری-- گروه رو ترک کردند و زود به گروه مودی یعنی We Are the Fallen با وکال فینالیست American Idol یعنی  Carly Smithson ملحق شدند.<br />
<br />
اما اونسنس همچنان ادامه میده. پوشش گاث-راک آلبوم بعدی آنها را از سال 2006 ، در سپتامبر امسال عرضه خواهد کرد. با سیر نفراتی جدید. و صدایی جدید.<br />
<br />
لی، گیتاریست تری بالسامو ، بیسیست تیم مک کورد ، درامر ویل هانت ، و عضو جدید گروه ، تهیه کننده ، آهنگساز و همکار استودیویی ویل "Science" هانت (درسته ، باند 2 نفر عضو با نام ویل هانت داره) در حال ضبط آلبوم در یک استودیو در نیویورک هستند با تهیه کنندگی استیو لیلیوایت. (U2 و Rolling Stones ) و آنها پرسناژ هوی ، گاث-راک اونسنس رو با الکترو پاپی مخلوط میکنن که توسط گروه هایی نظیر Massive Attack, Bjork, و Portishead   به ایمی لی الهام شده.<br />
<br />
لی میگه:<br />
<br />
"آلبوم صدایی تحریف ، تغییر و برگردانده شده داره. یه عالمه چیزای باحال توش گنجانده شده."<br />
<br />
در پایین ، او با SPIN.com  در مورد ضبط آلبوم جدید ، اعضای سابق و عادت مورد علاقه ش یعنی نقاشی کشیدن صحبت میکنه:<br />
<br />
<br />
-چه جوری اون رفیق دومی رو که اسمش ویل هانته برای گروهت پیدا کردی؟ این خیلی عجیبه. <br />
<br />
-(خنده) خب ، یه قسمتی از این موضوع که اونسنس برگشته ویل هانت بود. من این ویل رو -- من صداش میزنم Will "Science" Hunt چون اون یه عالمه برنامه نویسی و ضربه رو نواخت. --- وقتی ما Sally's Song رو برای  Nightmare Revisited نوشتیم.<br />
<br />
<br />
<br />
-حدود 2 ساله که هیچ خبری از اونسنس نبود. چرا الان برگشتین؟<br />
<br />
-برای یه مدت طولانی ، من نمیدونستم که چه کار قراره بکنم. من واقعا" عاشق اینم که برای فیلم ها آهنگ بسازم و این واقعا" چیزی بود که میخواستم به سمتش برم. من چند بار برای انجام اون کار به خودم سیخونک زدم اما بعدش شروع کردم تا آهنگای بیشتری بنویسم. عجب دوران خوبی رو برای ضبط Sally's Song در استودیو با Science داشتم -- اون یه فضای خفن ، آزاد و خلاقانه بود . پس ما فکر کردیم که :"چرا ما نشینیم و سعی نکنیم تا یه آهنگ اوریجینال بسازیم؟" <br />
اون یه استودیو در Forth Worth تگزاس داره و ما حدود دو روز رو در اونجا برای ساخت یه موزیک جدید سپری کردیم و حاصل کار چیزی خیلی متفاوت بود.--تاریک و الهام بخش. اون یه مرتع بود که در طی این همه مدت کشفش نکرده بودم. پس ما کل پارسالو عین دیوونه ها صرف نوشتن کردیم و جایی در میانه ی راه من گفتم" میدونی ، فکر کنم داریم یه آلبوم اونسنس مینویسیم"<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
-در مورد اون آهنگ اولی که نوشتین بهمون بگو<br />
<br />
Hi-Lo . این فقط یه working title ه. اون سمت و سویی الکترو پاپ داره-- اون هیچ ابزار اصلی یی نداره . اون سمت و سویی شبیه پورتیشد یا Massive Attack داره. و از باب لیریک ،اون در مورد حرکت رو به جلو اما با تم غیر ستیزه جویانه و غیر عصبانیت خیلی  زیادیه.اون یه جورایی میگه " هی، هر چیزی که اتفاق افتاد ، من پشت سرش گذاشتم ، و من دیگه راجع بهت دیوانه نیستم"<br />
<br />
<br />
<br />
-آیا طرفدارای صدای هوی اونسنس سورپرایز خواهند شد؟<br />
<br />
-خب ، آلبوم بعدی اساسا" هنوز هویه. مثل The Open Door ، آهنگای جدید مثل یه طیف رنگارنگ از رنگین کمانی از صداها هستند. اما این البوم حتی بازه ی بیشتری داره. لحظاتی هستند که به طور محشری هوی هستن. اما لحظاتی هم هستن که به طور کامل در آرامش هستن. <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
-آیا شما به طور کامل آلبومو با هم نوشتین؟<br />
<br />
-بیشترشو. او (Science )  در واقع بیشترین الهام بخش من و همکار نویسنده م بود.بعضی از آهنگا رو من خودم نوشتم. و یه مقداری رو هم با تری (بالسامو- گیتاریست). من یه استودیو در خونه م دارم و یه عالمه با ویل Science توش کار کردم. و ما همچنین پیش خودمون تنهایی کار میکردیم و ایده هامون رو با ایمیل به هم میرسوندیم . یه جورایی شبیه یه سیستم پستی. <br />
کار نوشتن آهنگ ها و صدا ها با یه عالمه عشق متقابل هردومون به کار هایی نظیر Bjork, Nine Inch Nails و موزیک هایی با یه عالمه برنامه نویسی که بهمون احساسی فراتر از زندگی رو میداد  الهام شد. <br />
<br />
<br />
<br />
-چه جوری به تهیه کننده، استیو لیلیوایت پیوستی؟ <br />
<br />
-ما تصمیم گرفتیم که این خوبه که یه مغز دیگه تو اتاق داشته باشیم تا برامون زوایای دید رو فراهم کنه.چون ما مدت زیادی فقط با دمو ها زندگی کرده بودیم. استیو لیلیوایت همینجوری  تصادفی با لیبلمون تماس گرفت و گفت : " هی ، ایمی لی و اونسنس چه کار دارن میکنن؟  من واقعا" علاقه دارم تا باهاشون کار کنم" من فکر کردم که این میتونه واقعا" جذاب باشه. من درواقع اصلا" به فکرش نمی افتادم  اگه اون زنگ نمیزد. پس ما یه وعده با هم ناهار خوردیم و من به اون چند تا از اهنگامونو نشون دادم.اون واقعا" عاشقشون شد و خواست که باهامون همکاری کنه!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
- این یه چیز خیلی مناسبه . با توجه به اینکه او با U2 و رولینگ استونز هم کار کرده.<br />
<br />
-درسته . و مطمئنا" این آلبوم به سوی هیچ کدوم از اون بند ها نمیره. این یه ضبط ارگانیک نیست. ایده ی ما اینه که آواهای  (مصنوعی) synthetic و atmospheric با هم ترکیب کنیم و و راهی پیدا کنیم تا مرز بین آواهای ارگانیک و synthetic رو محو کنیم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
-آیا باید با این جهت گیری به گوش دادن به هر نوع موزیک جدید بپردازیم؟<br />
<br />
-فکر میکنم بله. چیز خیلی خوشایندی در حال حاضر در حال اتفاق در دنیای موزیکه. بند هایی در حال حاضر هستند که صدایی دارند که انگار مال یه زمان دیگه ست. -- مثل اتفاقی که در دهه ی 80 برای سینتی سایزرهای آنالوگ و سینتی سایزرهای Moog رخ داد. من عاشقشم. در حال حاضر خیلی به La Roux گوش میدم.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
-آیا تم مشخصی برای لیریک داری؟<br />
<br />
-من در مورد اونچیزی که در حال حاضر هستم مینویسم. زمان هایی هستن که : " هی ، من پشت سرش گذاشتم و حالم خوبه"  و طعنه های باحالی مثل: "هی ، هر بد بیاری ای رو نمیشه دراماتیک ترین چیز ممکن در دنیا در نظر گرفت" . این واقعا واقعا واقعا در نوع خودش عمیق هم هست. و این احتملا" دلیل این هستش که خیلی سخته که بخوای اسمی برای البوم انتخاب کنی. (خنده) اما از لحاظ لیریک ، این یه ورژن واقعی تر از خودمه. من میخوام چیز هایی رو بگم که تا الان از گفتنش ترس داشتم. من الان خیلی با اعتماد به نفس تر و راحت ترم. <br />
<br />
<br />
<br />
-آخرین باری که ما با هم صحبت کردیم ، تو گفتی که به یه جور موسیقی Celtic برای یه البوم سولو رو اوردی. حرفی راجع بهش داری؟ <br />
<br />
-من بعد اون تو یه فضای واقعا" خلاقانه قرار گرفتم.قبل از اینکه با Science همکاری کنم. من چند تا آهنگ نوشتم که خوبن اما در یک جهت خیلی متفاوت. از اون بازه ی زمانی هیچ چیزی در آلبوم جدید نیست.<br />
<br />
<br />
<br />
-از موزیک بگذریم. ایمی لی در اوقات فراقتش چه کار میکنه؟<br />
<br />
-من عاشق نقاشیم. من الان دارم رو این نقاشی برای حدود یه سال و نیمه که کار میکنم . اون یه عالمه موجودات کوچولوی دریایی داره و میخوام ادامه ش بدم اما اون به این پروژه ی دلهره اور تبدیل شده. وقتی میخوام ذهنمو خالی کنم ، این یکی از کاراییه که انجام میدم. من همچنین "چنگ" هم مینوازم. وقتی اونسنس در استراحت به سر میبرد ، من یه چنگ بزرگ کنسرتی خریدم و شروع به یادگیری درس هاش، درست مثل زمانی که در دبیرستان بودم کردم.  که خیلی خیلی باحال بود. احساس کردم که دوباره دارم یاد میگیرم. من واقعا"  میخوام که ازش در این آلبوم جدید استفاده کنم.<br />
<br />
<br />
-در مورد We Are the Fallen چی فکر میکنی؟ <br />
-هیچ فکری. اون به من و اونسنس هیچ ربطی نداره. <br />
<br />
<br />
<br />
-آیا مطمئنی که با جان یا راکی یا بن حرفی نزدی؟<br />
-اوه بله. کاملا" مطمئنم. <br />
<br />
-به نظر میرسه که بحرانو پشت سر گذاشتی و رو به یه زندگی دوباره هستی. <br />
- بله. قطعا". من تو یه شرایط جدیدم. من با خودم کنار اومدم و نیازی به کس دیگه ای برای تایید شدن ندارم.<br />
<br />
<br />
منبع : <br />
<br />
http://www.spin.com/articles/exclusive-a...ence-album<br />
<br />
<br />
<br />
-----------------<br />
<br />
من خوابم میاد  ... فردا باید پاشم ببینم چه نوشتم ... ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پیغام تاسف ایمی به طرفداران شیلیایی]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6237</link>
			<pubDate>Fri, 05 Mar 2010 20:58:10 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6237</guid>
			<description><![CDATA[سلام ایمی یکی دیگه از پیغام های کوتاه خودشو این بار به طرفدارانش در کشور شیلی به مناسبت زلزله ی 8.8 ریشتری اونجا فرستاد. <br />
<br />
میتونید این پیغام رو با حجم حدود 1 MB از لینک زیر دانلود کنید:<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
لینک دانلود]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام ایمی یکی دیگه از پیغام های کوتاه خودشو این بار به طرفدارانش در کشور شیلی به مناسبت زلزله ی 8.8 ریشتری اونجا فرستاد. <br />
<br />
میتونید این پیغام رو با حجم حدود 1 MB از لینک زیر دانلود کنید:<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
لینک دانلود]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[EvanescencE  Playlist]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6232</link>
			<pubDate>Thu, 04 Mar 2010 11:32:13 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6232</guid>
			<description><![CDATA[سلام به همه دوستان اونسنسی امروزو به همتون تبریک میگم. این هم کادوی من برای این روز مبارک.<br />
<br />
<br />
اول این[URL=]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام به همه دوستان اونسنسی امروزو به همتون تبریک میگم. این هم کادوی من برای این روز مبارک.<br />
<br />
<br />
اول این[URL=]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[Happy World Evanescence Day 2010]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6229</link>
			<pubDate>Thu, 04 Mar 2010 05:34:13 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6229</guid>
			<description><![CDATA[سلام خدمت دوستان محترم سایت پارسی زبانان اونسنس. <br />
<br />
امروز برابر 4 مارچ ، روز جهانی اونسنس هست که به رسمیت شناخته شده. <br />
<br />
مثل همیشه یه تاپیک جدید برای هر سال و یه عالمه جشن و تبریک خوشحالی ...  <br />
<br />
<br />
Happy World Evanescence Day 2010<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
طبق رسم هر سال که تقریبا" جا افتاده ، امروز رو به گوش دادن اونسنس از صبح تا شب ، پوشیدن تی شرت های اونسنس ، و خوردن کاپ کیک بگذرونیم. <br />
<br />
این روزیه که همه ی طرفدارای اونسنس ، به خاطر اونسنس خوشحالن و جشن میگیرن. پس شما هم عقب نمونین و امروزتون رو مثل همیشه اونسنس بارون کنین. <br />
<br />
اگه برای امروز کاری در صدد انجام دارین ، یا میخواین حرکت جالبی بزنین ، اینجا جای برملا ساختنشه  ... اگه کار هنری ، فرهنگی ، والپیپر و ... مربوط به این روز دارین ، بذارین لطفا"  <br />
<br />
به همه تون تبریک میگم و امیدوارم روز خوبی رو داشته باشین. پارسال این موقع ها تقریبا" هنوز خبر قطعی ای از آلبوم جدید نبود و خیلی بی خبر بودیم. اما امسال! 2010 ، سال اونسنسه ! و این هم روز جهانی اونسنس در این سال ! ما هستیم ایمی! ما همه در سر تا سر دنیا کنارتون هستیم اونسنس! <br />
<br />
شب و روزتون اونسنسی ... <br />
<br />
زیاد پرخوری نکنین ... <br />
<br />
خوش باشین...  ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام خدمت دوستان محترم سایت پارسی زبانان اونسنس. <br />
<br />
امروز برابر 4 مارچ ، روز جهانی اونسنس هست که به رسمیت شناخته شده. <br />
<br />
مثل همیشه یه تاپیک جدید برای هر سال و یه عالمه جشن و تبریک خوشحالی ...  <br />
<br />
<br />
Happy World Evanescence Day 2010<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
طبق رسم هر سال که تقریبا" جا افتاده ، امروز رو به گوش دادن اونسنس از صبح تا شب ، پوشیدن تی شرت های اونسنس ، و خوردن کاپ کیک بگذرونیم. <br />
<br />
این روزیه که همه ی طرفدارای اونسنس ، به خاطر اونسنس خوشحالن و جشن میگیرن. پس شما هم عقب نمونین و امروزتون رو مثل همیشه اونسنس بارون کنین. <br />
<br />
اگه برای امروز کاری در صدد انجام دارین ، یا میخواین حرکت جالبی بزنین ، اینجا جای برملا ساختنشه  ... اگه کار هنری ، فرهنگی ، والپیپر و ... مربوط به این روز دارین ، بذارین لطفا"  <br />
<br />
به همه تون تبریک میگم و امیدوارم روز خوبی رو داشته باشین. پارسال این موقع ها تقریبا" هنوز خبر قطعی ای از آلبوم جدید نبود و خیلی بی خبر بودیم. اما امسال! 2010 ، سال اونسنسه ! و این هم روز جهانی اونسنس در این سال ! ما هستیم ایمی! ما همه در سر تا سر دنیا کنارتون هستیم اونسنس! <br />
<br />
شب و روزتون اونسنسی ... <br />
<br />
زیاد پرخوری نکنین ... <br />
<br />
خوش باشین...  ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اونسنس رو به جایگاه واقعی خودش برسونید!]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6226</link>
			<pubDate>Wed, 03 Mar 2010 18:39:19 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6226</guid>
			<description><![CDATA[سلام به همه ی اونسنسی های گل.<br />
دوستان سایت elyrics.net که تقریبا معتبرترین سایت در زمینه ی لیریکس و متن آهنگ ها است همیشه قسمت Top Rated Artists خودشو در صفحه ی اول سایت به نمایش میگذاره که اونسنس معمولا همیشه از جایگاه خوبی برخوردار بوده و کمتر از صفحه اول سایت پنهان بوده!<br />
هم اکنون Evanescence در مقام سی و ششم از 100 آرتیست برتر جهان قرار داره و همچنین آهنگ My Immortal در مقام بیست و یکم از 25 آهنگ برترهفته قرار داره.<br />
شما دوستان می تونید با دادن امتیازهای لایق آهنگ های اونسنس به ارتقای درجه ی این گروه خوب کمک وافری بکنید.<br />
هم چنین این سایت جداگانه آهنگ های برتر رو روزانه بر اساس امتیاز مشخص می کنه.<br />
برای دادن رای باید با مراجعه به صفحه ی لیریکس های گروه ؛ آهنگ مورد نظر رو انتخاب کرده و با انتخاب گزینه ی Rate Song امتیاز مورد نظرتون به آهنگ ها بدید.( توجه داشته باشید که پس از Submit کردن باید حروفی که در عکس مشاهده می کنید رو در فیلد وارد کنید)<br />
صفحه ی اونسنس در Elyrics : http://www.elyrics.net/song/e/evanescence-lyrics.html<br />
صفحه ی 100 آرتیست برتر جهان : http://www.elyrics.net/top/1.php<br />
با تشکر.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام به همه ی اونسنسی های گل.<br />
دوستان سایت elyrics.net که تقریبا معتبرترین سایت در زمینه ی لیریکس و متن آهنگ ها است همیشه قسمت Top Rated Artists خودشو در صفحه ی اول سایت به نمایش میگذاره که اونسنس معمولا همیشه از جایگاه خوبی برخوردار بوده و کمتر از صفحه اول سایت پنهان بوده!<br />
هم اکنون Evanescence در مقام سی و ششم از 100 آرتیست برتر جهان قرار داره و همچنین آهنگ My Immortal در مقام بیست و یکم از 25 آهنگ برترهفته قرار داره.<br />
شما دوستان می تونید با دادن امتیازهای لایق آهنگ های اونسنس به ارتقای درجه ی این گروه خوب کمک وافری بکنید.<br />
هم چنین این سایت جداگانه آهنگ های برتر رو روزانه بر اساس امتیاز مشخص می کنه.<br />
برای دادن رای باید با مراجعه به صفحه ی لیریکس های گروه ؛ آهنگ مورد نظر رو انتخاب کرده و با انتخاب گزینه ی Rate Song امتیاز مورد نظرتون به آهنگ ها بدید.( توجه داشته باشید که پس از Submit کردن باید حروفی که در عکس مشاهده می کنید رو در فیلد وارد کنید)<br />
صفحه ی اونسنس در Elyrics : http://www.elyrics.net/song/e/evanescence-lyrics.html<br />
صفحه ی 100 آرتیست برتر جهان : http://www.elyrics.net/top/1.php<br />
با تشکر.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مصاحبه ی جدید ایمی با Rollingstone.com]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6224</link>
			<pubDate>Tue, 02 Mar 2010 18:05:43 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6224</guid>
			<description><![CDATA[سلام ایمی با سایت معتبر Rollingstone.com مصاحبه ای داشته. توش صحبتای جالبی وجود داره ... <br />
<br />
در مورد شرایط درام اونسنس ، ضبط آلبوم و و و ... کلی چیزای جدید داره.... <br />
<br />
بیش از این وقتتونو نمیگیرم  ... <br />
<br />
خوش باشین.<br />
<br />
--------------------------<br />
<br />
<br />
Evanescence Go Electro As Lee Has “Fun With Music” on Next LP <br />
<br />
<br />
دوشنبه ، 22 فوریه ، اونسنس شروع به ضبط سومین آلبوم خودش در کنار تهیه کننده ی مشهور Steve Lillywhite ، در نیویورک کرد. خواننده ی گروه ، ایمی لی به رولینگ استون گفت که آلبوم جدید داره به سوی آمیزه ای از  "پرخاشگری نیش و کنایه  دار" حرکت میکنه که وجحه ای جدید از گروه رو نمایان میکنه. همراه یه جور موسیقی الکترونیک متفاوت.<br />
<br />
ایمی لی گفت : "یه عالمه از بند هایی که من همیشه تحت تاثیرشون هستم ، در کار بعدی به کار برده خواهند شد."<br />
<br />
که میشه به صداهای future-shock گروه هایی نظیر Depeche Mode و Massive Attack و  Portishead و CSS و La Roux و MGMT در موردش استناد کرد.<br />
<br />
"یه عالمه چیز وجود داره که صدایی شبیه اونسنس نمیده، اما قلب گروه هنوز درش حضور داره. این ضبط واقعا ، واقعا یه ریتمیکال پر از تحرکه . همین طور هزاران برنامه نویسی درام آمیخته شده در کنار درام لایو . درامی که ما برای یه مدت برای ضبط اجاره کرده بودیم ، چیزی شبیه طبل ژاپنی تایکو بود."<br />
<br />
لی ، در حال ساخت آلبوم در کنار دوست قدیمیش و همکار جدیدش ویل هانت "Science "  یک تهیه کننده و برنامه نویس و درامر از Fort Worth تگزاسه. این دو نفر بعد از انجام پروژه ی ساختن “Sally’s Song” و اعتیاد ایمی لی به آلبوم Nightmare Revisited با هم تصمیم به همکاری گرفتند . و تمام مدت نوشتن آلبوم  جدید رو با هم  در نیویورک و تگزاس سپری کردند . و در حال سپری کردن تولید تعداد انگشت شماری از کار های برنامه نویسی باقی مانده هستند که در سال 2009 نوشته شد و به ریکورد بعدی منجر خواهد شد.<br />
<br />
لی گفت: <br />
<br />
"صداها و تاثیراتی که او برام رو کرد - برنامه نویسی فضاهای بیرونی -  واقعا معرکه بود و به گونه ای صدا میداد که شما حتی نمیتونید تصور کنید. من در بازه ای قرار داشتم که واقعا" نمیدونستم که پروژه ی بعدی  قراره یه کار سولو باشه یا یه جور کار score music ، یا هرچی ؛ اما بعد از اینکه ما با هم نوشتیم، من فهمیدم که اون در مجموع اونسنسه "<br />
<br />
این آلبوم همچنین اولین کار گروه با تهیه کننده ی کهنه کار ، استیو لیلیوایته . کسی که برای Rolling Stones و Dave Matthews Band و به ویژه هشت  آلبوم از U2 تهیه کنندگی کرده. لیلیوایت که به بند پیوسته، کار تهیه کنندگی مشترک رو با ویل Science به عهده داره و در حال کار با اونها از اولین رو آغاز پروژه ست.<br />
<br />
لی در مورد لیلیوایت میگه : "اون مثل بعضی از تهیه کننده ها نیست که استودیو رو وسط روز ترک میکنن و بعدا" میان که ببینن که داریم چی کار میکنیم. ؛ اون قسمتی از تیمه ، یه قسمت بزگ از اون"<br />
<br />
این اولین ضبط گروه از بعد از آلبوم مولتی پلاتینوم سال 2006 ؛ The Open Door هست. لی ازدواج کرده و شروع به یادگیری درس های نواختن هارپ کرده.<br />
و او اطمینان میده که میوه های تُرد کار او قطعا" در کار های ضبط استودیویی بعدی هم ظاهر میشه.<br />
<br />
همان طور که در روی صحنه، گیتاریست، تری بالسامو و بیسیست ، تیم مک کورد حضور دارند ، Dave Campbell یک بار دیگه کار سازهای زهی رو بر عهده داره. و حضور گیتاریست لایو  Troy McLawhorn ، بستگی به برنامه هاش با گروه Seether دارد.<br />
<br />
هانت (Science) بیشتر دارم گروه رو نواخته ، اما لی، حضور درامر لایو قبلی اون ها رو در اجراهای زنده رد نمیکنه - که تصادفا" اسمش ویل هانته<br />
<br />
لی میگه:<br />
<br />
این بسیار سخته که به همه ی مردم اشتباه موجود در این موضوع رو بفهمونی. چون اونا  دو تا اسم کاملا مشابه دارن ، اما ما در واقع یه کار دو درامره برای تور بعدی انجام خواهیم داد.  شماره 1 و شماره 2 - ما در حال کشیدن نقشه هایی هستیم تا فقط این وسط به بقیه بفهمونیم که کی، کیه."<br />
<br />
با توجه به تغییراتی که در خط سیر گروه وجود داره، لی میگه اون چیزی بیش از یه جور زیبایی شناسی در بازگشت به سبک اولیه ست. <br />
<br />
"من فقط در موقعیتی قرار دارم که میدونم چه کسی هستم . من به دنبال اثبات چیزی نیستم . دفعه ی قبل بار زیادی روی شونه هام حس میکردم. این بار فقط میخوام با موسیقی خوش بگذرونم." <br />
<br />
<br />
<br />
منبع : <br />
<br />
http://www.rollingstone.com/rockdaily/in...n-next-lp/]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام ایمی با سایت معتبر Rollingstone.com مصاحبه ای داشته. توش صحبتای جالبی وجود داره ... <br />
<br />
در مورد شرایط درام اونسنس ، ضبط آلبوم و و و ... کلی چیزای جدید داره.... <br />
<br />
بیش از این وقتتونو نمیگیرم  ... <br />
<br />
خوش باشین.<br />
<br />
--------------------------<br />
<br />
<br />
Evanescence Go Electro As Lee Has “Fun With Music” on Next LP <br />
<br />
<br />
دوشنبه ، 22 فوریه ، اونسنس شروع به ضبط سومین آلبوم خودش در کنار تهیه کننده ی مشهور Steve Lillywhite ، در نیویورک کرد. خواننده ی گروه ، ایمی لی به رولینگ استون گفت که آلبوم جدید داره به سوی آمیزه ای از  "پرخاشگری نیش و کنایه  دار" حرکت میکنه که وجحه ای جدید از گروه رو نمایان میکنه. همراه یه جور موسیقی الکترونیک متفاوت.<br />
<br />
ایمی لی گفت : "یه عالمه از بند هایی که من همیشه تحت تاثیرشون هستم ، در کار بعدی به کار برده خواهند شد."<br />
<br />
که میشه به صداهای future-shock گروه هایی نظیر Depeche Mode و Massive Attack و  Portishead و CSS و La Roux و MGMT در موردش استناد کرد.<br />
<br />
"یه عالمه چیز وجود داره که صدایی شبیه اونسنس نمیده، اما قلب گروه هنوز درش حضور داره. این ضبط واقعا ، واقعا یه ریتمیکال پر از تحرکه . همین طور هزاران برنامه نویسی درام آمیخته شده در کنار درام لایو . درامی که ما برای یه مدت برای ضبط اجاره کرده بودیم ، چیزی شبیه طبل ژاپنی تایکو بود."<br />
<br />
لی ، در حال ساخت آلبوم در کنار دوست قدیمیش و همکار جدیدش ویل هانت "Science "  یک تهیه کننده و برنامه نویس و درامر از Fort Worth تگزاسه. این دو نفر بعد از انجام پروژه ی ساختن “Sally’s Song” و اعتیاد ایمی لی به آلبوم Nightmare Revisited با هم تصمیم به همکاری گرفتند . و تمام مدت نوشتن آلبوم  جدید رو با هم  در نیویورک و تگزاس سپری کردند . و در حال سپری کردن تولید تعداد انگشت شماری از کار های برنامه نویسی باقی مانده هستند که در سال 2009 نوشته شد و به ریکورد بعدی منجر خواهد شد.<br />
<br />
لی گفت: <br />
<br />
"صداها و تاثیراتی که او برام رو کرد - برنامه نویسی فضاهای بیرونی -  واقعا معرکه بود و به گونه ای صدا میداد که شما حتی نمیتونید تصور کنید. من در بازه ای قرار داشتم که واقعا" نمیدونستم که پروژه ی بعدی  قراره یه کار سولو باشه یا یه جور کار score music ، یا هرچی ؛ اما بعد از اینکه ما با هم نوشتیم، من فهمیدم که اون در مجموع اونسنسه "<br />
<br />
این آلبوم همچنین اولین کار گروه با تهیه کننده ی کهنه کار ، استیو لیلیوایته . کسی که برای Rolling Stones و Dave Matthews Band و به ویژه هشت  آلبوم از U2 تهیه کنندگی کرده. لیلیوایت که به بند پیوسته، کار تهیه کنندگی مشترک رو با ویل Science به عهده داره و در حال کار با اونها از اولین رو آغاز پروژه ست.<br />
<br />
لی در مورد لیلیوایت میگه : "اون مثل بعضی از تهیه کننده ها نیست که استودیو رو وسط روز ترک میکنن و بعدا" میان که ببینن که داریم چی کار میکنیم. ؛ اون قسمتی از تیمه ، یه قسمت بزگ از اون"<br />
<br />
این اولین ضبط گروه از بعد از آلبوم مولتی پلاتینوم سال 2006 ؛ The Open Door هست. لی ازدواج کرده و شروع به یادگیری درس های نواختن هارپ کرده.<br />
و او اطمینان میده که میوه های تُرد کار او قطعا" در کار های ضبط استودیویی بعدی هم ظاهر میشه.<br />
<br />
همان طور که در روی صحنه، گیتاریست، تری بالسامو و بیسیست ، تیم مک کورد حضور دارند ، Dave Campbell یک بار دیگه کار سازهای زهی رو بر عهده داره. و حضور گیتاریست لایو  Troy McLawhorn ، بستگی به برنامه هاش با گروه Seether دارد.<br />
<br />
هانت (Science) بیشتر دارم گروه رو نواخته ، اما لی، حضور درامر لایو قبلی اون ها رو در اجراهای زنده رد نمیکنه - که تصادفا" اسمش ویل هانته<br />
<br />
لی میگه:<br />
<br />
این بسیار سخته که به همه ی مردم اشتباه موجود در این موضوع رو بفهمونی. چون اونا  دو تا اسم کاملا مشابه دارن ، اما ما در واقع یه کار دو درامره برای تور بعدی انجام خواهیم داد.  شماره 1 و شماره 2 - ما در حال کشیدن نقشه هایی هستیم تا فقط این وسط به بقیه بفهمونیم که کی، کیه."<br />
<br />
با توجه به تغییراتی که در خط سیر گروه وجود داره، لی میگه اون چیزی بیش از یه جور زیبایی شناسی در بازگشت به سبک اولیه ست. <br />
<br />
"من فقط در موقعیتی قرار دارم که میدونم چه کسی هستم . من به دنبال اثبات چیزی نیستم . دفعه ی قبل بار زیادی روی شونه هام حس میکردم. این بار فقط میخوام با موسیقی خوش بگذرونم." <br />
<br />
<br />
<br />
منبع : <br />
<br />
http://www.rollingstone.com/rockdaily/in...n-next-lp/]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ایمی را Ms.Twitter کنید !]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6222</link>
			<pubDate>Mon, 01 Mar 2010 19:46:58 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6222</guid>
			<description><![CDATA[سلام بچه ها ... <br />
<br />
یه چند وقتیه که از این رای دهی ها خبری نیست. گفتم یه قلنجی بشکونیم و آماده شیم برای نظر سنجی هایی که امسال انتظارمونو میکشه. <br />
<br />
یکی از بچه های Evthreads ، کشف کرده که اسم ایمی تو لیست نامزد های Miss Twitter ماه مارچ نوشته شده. از همین الان تا 30 روز دیگه میشه رای داد و ایمی رو به مقام اول رسوند. <br />
<br />
<br />
<br />
1- به این لینک مراجعه کنید : <br />
<br />
http://tweeter.faxo.com/Ms_Twitter/2010/03<br />
<br />
2- روی I am human کلیک کنید . <br />
<br />
3- کد نوشته شده رو وارد کنید . <br />
<br />
4- به ایمی رای بدید. <br />
<br />
به همین سادگی. <br />
<br />
شما فقط هر 20 دقیقه یکبار مجازید که رای بدید. پس از هر رای ، زیر اسم ایمی در کامپیوترتون قرمز میشه و کلمه ی Wait نوشته میشه تا 20 دقیقه بعد. <br />
<br />
هنوز هیچی نشده ایمی از صفحه ی آخر رسید به صفحه ی 4. هدف رسوندن ایمی به صفحه ی اول ، و اول کردن ایمی در کل نفراته. که به نظر میاد شدنی باشه. یه کم همت میخواد فقط . این وسط همه ی اونسنسی ها احتمالا حضور دارن پس ما هم غافل نشیم. <br />
<br />
تا 30 روز دیگه وقت داریم. پس یادتون نره لطفا" <br />
<br />
موفق باشیم! ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام بچه ها ... <br />
<br />
یه چند وقتیه که از این رای دهی ها خبری نیست. گفتم یه قلنجی بشکونیم و آماده شیم برای نظر سنجی هایی که امسال انتظارمونو میکشه. <br />
<br />
یکی از بچه های Evthreads ، کشف کرده که اسم ایمی تو لیست نامزد های Miss Twitter ماه مارچ نوشته شده. از همین الان تا 30 روز دیگه میشه رای داد و ایمی رو به مقام اول رسوند. <br />
<br />
<br />
<br />
1- به این لینک مراجعه کنید : <br />
<br />
http://tweeter.faxo.com/Ms_Twitter/2010/03<br />
<br />
2- روی I am human کلیک کنید . <br />
<br />
3- کد نوشته شده رو وارد کنید . <br />
<br />
4- به ایمی رای بدید. <br />
<br />
به همین سادگی. <br />
<br />
شما فقط هر 20 دقیقه یکبار مجازید که رای بدید. پس از هر رای ، زیر اسم ایمی در کامپیوترتون قرمز میشه و کلمه ی Wait نوشته میشه تا 20 دقیقه بعد. <br />
<br />
هنوز هیچی نشده ایمی از صفحه ی آخر رسید به صفحه ی 4. هدف رسوندن ایمی به صفحه ی اول ، و اول کردن ایمی در کل نفراته. که به نظر میاد شدنی باشه. یه کم همت میخواد فقط . این وسط همه ی اونسنسی ها احتمالا حضور دارن پس ما هم غافل نشیم. <br />
<br />
تا 30 روز دیگه وقت داریم. پس یادتون نره لطفا" <br />
<br />
موفق باشیم! ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[استفاده از موسیقی اوانسنس؟]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6221</link>
			<pubDate>Mon, 01 Mar 2010 16:53:52 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6221</guid>
			<description><![CDATA[من میخوام یه فیلم بسازم وتوش از اهنگ everyboodysfool وکلیپش ویه سری اهنگای دیگه که کپی رایت نداره استفاده کنم.<br />
تو جشنواره های خارجی اگر از صاحب اثر اجازه نداشته باشی ازت اشکال میگیرن.حالا من چیکار باید بکنم؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[من میخوام یه فیلم بسازم وتوش از اهنگ everyboodysfool وکلیپش ویه سری اهنگای دیگه که کپی رایت نداره استفاده کنم.<br />
تو جشنواره های خارجی اگر از صاحب اثر اجازه نداشته باشی ازت اشکال میگیرن.حالا من چیکار باید بکنم؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دردهایت را به من بده...]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6220</link>
			<pubDate>Mon, 01 Mar 2010 14:59:33 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6220</guid>
			<description><![CDATA[مدت ها فقط از دور نگاهت می کردم...<br />
فقط نگاه...<br />
<br />
درد رو حس می کردم... چیزی که بهش احتیاج داشتم... فقط یه کم دیگه تا برای همیشه بخوابم...<br />
<br />
من زخمی بودم... اونقدر که می دونستم هیچوقت خوب نمی شم... اونقدر که فقط یه زخم دیگه، فقط یه قطره خون دیگه، فقط یه درد دیگه کافی بود برای پایانم...<br />
<br />
کسایی که دور و برم بودن... همونایی که فکر می کردم لیاقتشون خیلی بیشتر از یه کلمه ی 4 حرفیه... "دوست"...<br />
همونا لحظه به لحظه، وقتی حرف می زدن، وقتی حرف نمی زدن، وقتی بودن، وقتی نبودن، رو زخمام خنجر می کشیدن...<br />
بهم شوکران می خوروندن... برای جشن تولد مرگم، شهر رو آذین می بستن...<br />
وقتی جیغ می کشیدم، وقتی از درد ناله می کردم، وقتی فریاد می زدم و کمک می خواستم...<br />
اونا فقط می خندیدن... می خندیدن... می خندیدن....<br />
<br />
تو... تو ... تو..........<br />
<br />
آروم تر از نسیم... بهم نزدیک شدی...<br />
جیغ کشیدم... گوشاتو نگرفتی... <br />
ناله کردم... رو تو برنگردوندی... <br />
فریاد زدم... فریاد نزدی... <br />
کمک نخواستم... ازت می ترسیدم... از همه می ترسیدم... <br />
فقط می خواستم خودمو ازت پنهان کنم...<br />
عقب عقب رفتم... گفتی نترس... سر جام میخکوب شدم... قدرت هیچ کاری رو نداشتم... تو دیدی... تو زخمامو دیدی...<br />
<br />
نزدیک تر اومدی...<br />
چشمامو بستمو با زوزه ی گرگهای اطرافم منم فریاد کشیدم... نزدیک تر می شدی و من منتظر بودم که هر لحظه گلومو پاره کنی...<br />
گذاشتی هرچقدر می خوام فریاد بکشم... هیچی نگفتی...<br />
گریه م گرفته بود... می ترسیدم....<br />
خیره نگام کردی و با هر قطره اشکم اشک ریختی...<br />
<br />
باورت کردم... که دروغ نیستی... که گرگ نیستی...<br />
<br />
داشتم خون میریختم... دهنم مزه ی شورِ فریاد می داد...<br />
گفتی دیگه نمی ذاری زخمیم کنن... گفتی نمی ذاری تموم بشم...<br />
گفتی بهم احتیاج داری... که باید با هم تموم بشیم...<br />
<br />
--------<br />
<br />
تو رازتو گفتی... باورم نمی شد... هنوزم باورم نمیشه...<br />
تو زخمی تر از من بودی... خیلی بیشتر...<br />
تو تنها تر بودی... تنها تر... تنها تر...<br />
چطور دووم آورده بودی؟... چطور سر پا مونده بودی؟...<br />
<br />
ازت پرسیدم... اما تو هیچی نگفتی... درداتو باهام تقسیم نکردی...<br />
<br />
--------<br />
<br />
می خواستی گرمم کنی... اما من اونقدر یخ زده بودم که تو هم کم کم یخ زدی....<br />
می خواستی روح پاره پاره م رو سالم کنی... اما من اونقدر پوچ بودم که واسه وصله زدن پاره های روحم، مجبور شدی روحتو پاره پاره کنی...<br />
می خواستی قلب سیاهمو سفید کنی... می خواستی ذهنمو نورانی کنی... اما من اونقدر سیاه بودم که مجبور شدی همه ی نورتو بهم بدی...<br />
<br />
تو یخ زدی... پوچ شدی... تاریک شدی... فقط به خاطر من...<br />
منی که هیچوقت نتونستم حتی یکی از درداتو مالِ خودم کنم...<br />
منی که هیچوقت فریادِ تنهایی هات رو نشنیدم...<br />
منی که نتونستم اشکایی که هر شب می ریختی رو پاک کنم...<br />
منی که هیچوقت نبودم...<br />
منی که با من تنها بودی...<br />
من... من.... منِ لعنتی...<br />
<br />
<br />
چرا ...؟ چرا نذاشتی تموم بشم...؟ چرا نذاشتی به آخر برسم...؟ چرا زخمامو بستی...؟					    من ارزششو نداشتم...<br />
<br />
<br />
وقتی که دیگه هیچی ازت باقی نمونده بود... وقتی که به فنا کشونده بودمت... وقتی که داشت جای زخمام محو می شد...<br />
وقتی که نوبت من رسیده بود...<br />
چرا.....؟ چرا.....؟<br />
یعنی اینقدر بی ارزش بودم؟..... یعنی اینقدر غریبه بودم؟....<br />
<br />
---------<br />
<br />
حس می کردم داری محو می شی... اما باورم نمی شد....<br />
منتظرت بودم.... منتظرت موندم....<br />
<br />
<br />
تو اومدی...							نشناختمت...<br />
بهم حق بده.... فقط یه سایه ازت باقی مونده بود....<br />
خواستم بگیرمت.... اما....				تو گفتی:<br />
زخمات خوب شدن... دیگه فریاد نمی کشی... دیگه ناله نمی کنی... دیگه اشک نمی ریزی...<br />
حالا گرمی... نور داری... روح داری...<br />
پس، خداحافظ، برای همیشه.....<br />
<br />
<br />
تو رفتی.... رفتی.... رفتی برای همیشه....<br />
<br />
--------<br />
<br />
در برابر چیزایی که بهم دادی چی بهت دادم؟.... چی داشتم که بدم؟.....<br />
<br />
<br />
خدایا، قسمت می دم به نوری که بهم داد... نوری که از تو گرفته بود... که با نورت زندگیشو نورانی تر از نور کن....<br />
همین...<br />
<br />
<br />
فقط منو نــــبــــــخــش...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[مدت ها فقط از دور نگاهت می کردم...<br />
فقط نگاه...<br />
<br />
درد رو حس می کردم... چیزی که بهش احتیاج داشتم... فقط یه کم دیگه تا برای همیشه بخوابم...<br />
<br />
من زخمی بودم... اونقدر که می دونستم هیچوقت خوب نمی شم... اونقدر که فقط یه زخم دیگه، فقط یه قطره خون دیگه، فقط یه درد دیگه کافی بود برای پایانم...<br />
<br />
کسایی که دور و برم بودن... همونایی که فکر می کردم لیاقتشون خیلی بیشتر از یه کلمه ی 4 حرفیه... "دوست"...<br />
همونا لحظه به لحظه، وقتی حرف می زدن، وقتی حرف نمی زدن، وقتی بودن، وقتی نبودن، رو زخمام خنجر می کشیدن...<br />
بهم شوکران می خوروندن... برای جشن تولد مرگم، شهر رو آذین می بستن...<br />
وقتی جیغ می کشیدم، وقتی از درد ناله می کردم، وقتی فریاد می زدم و کمک می خواستم...<br />
اونا فقط می خندیدن... می خندیدن... می خندیدن....<br />
<br />
تو... تو ... تو..........<br />
<br />
آروم تر از نسیم... بهم نزدیک شدی...<br />
جیغ کشیدم... گوشاتو نگرفتی... <br />
ناله کردم... رو تو برنگردوندی... <br />
فریاد زدم... فریاد نزدی... <br />
کمک نخواستم... ازت می ترسیدم... از همه می ترسیدم... <br />
فقط می خواستم خودمو ازت پنهان کنم...<br />
عقب عقب رفتم... گفتی نترس... سر جام میخکوب شدم... قدرت هیچ کاری رو نداشتم... تو دیدی... تو زخمامو دیدی...<br />
<br />
نزدیک تر اومدی...<br />
چشمامو بستمو با زوزه ی گرگهای اطرافم منم فریاد کشیدم... نزدیک تر می شدی و من منتظر بودم که هر لحظه گلومو پاره کنی...<br />
گذاشتی هرچقدر می خوام فریاد بکشم... هیچی نگفتی...<br />
گریه م گرفته بود... می ترسیدم....<br />
خیره نگام کردی و با هر قطره اشکم اشک ریختی...<br />
<br />
باورت کردم... که دروغ نیستی... که گرگ نیستی...<br />
<br />
داشتم خون میریختم... دهنم مزه ی شورِ فریاد می داد...<br />
گفتی دیگه نمی ذاری زخمیم کنن... گفتی نمی ذاری تموم بشم...<br />
گفتی بهم احتیاج داری... که باید با هم تموم بشیم...<br />
<br />
--------<br />
<br />
تو رازتو گفتی... باورم نمی شد... هنوزم باورم نمیشه...<br />
تو زخمی تر از من بودی... خیلی بیشتر...<br />
تو تنها تر بودی... تنها تر... تنها تر...<br />
چطور دووم آورده بودی؟... چطور سر پا مونده بودی؟...<br />
<br />
ازت پرسیدم... اما تو هیچی نگفتی... درداتو باهام تقسیم نکردی...<br />
<br />
--------<br />
<br />
می خواستی گرمم کنی... اما من اونقدر یخ زده بودم که تو هم کم کم یخ زدی....<br />
می خواستی روح پاره پاره م رو سالم کنی... اما من اونقدر پوچ بودم که واسه وصله زدن پاره های روحم، مجبور شدی روحتو پاره پاره کنی...<br />
می خواستی قلب سیاهمو سفید کنی... می خواستی ذهنمو نورانی کنی... اما من اونقدر سیاه بودم که مجبور شدی همه ی نورتو بهم بدی...<br />
<br />
تو یخ زدی... پوچ شدی... تاریک شدی... فقط به خاطر من...<br />
منی که هیچوقت نتونستم حتی یکی از درداتو مالِ خودم کنم...<br />
منی که هیچوقت فریادِ تنهایی هات رو نشنیدم...<br />
منی که نتونستم اشکایی که هر شب می ریختی رو پاک کنم...<br />
منی که هیچوقت نبودم...<br />
منی که با من تنها بودی...<br />
من... من.... منِ لعنتی...<br />
<br />
<br />
چرا ...؟ چرا نذاشتی تموم بشم...؟ چرا نذاشتی به آخر برسم...؟ چرا زخمامو بستی...؟					    من ارزششو نداشتم...<br />
<br />
<br />
وقتی که دیگه هیچی ازت باقی نمونده بود... وقتی که به فنا کشونده بودمت... وقتی که داشت جای زخمام محو می شد...<br />
وقتی که نوبت من رسیده بود...<br />
چرا.....؟ چرا.....؟<br />
یعنی اینقدر بی ارزش بودم؟..... یعنی اینقدر غریبه بودم؟....<br />
<br />
---------<br />
<br />
حس می کردم داری محو می شی... اما باورم نمی شد....<br />
منتظرت بودم.... منتظرت موندم....<br />
<br />
<br />
تو اومدی...							نشناختمت...<br />
بهم حق بده.... فقط یه سایه ازت باقی مونده بود....<br />
خواستم بگیرمت.... اما....				تو گفتی:<br />
زخمات خوب شدن... دیگه فریاد نمی کشی... دیگه ناله نمی کنی... دیگه اشک نمی ریزی...<br />
حالا گرمی... نور داری... روح داری...<br />
پس، خداحافظ، برای همیشه.....<br />
<br />
<br />
تو رفتی.... رفتی.... رفتی برای همیشه....<br />
<br />
--------<br />
<br />
در برابر چیزایی که بهم دادی چی بهت دادم؟.... چی داشتم که بدم؟.....<br />
<br />
<br />
خدایا، قسمت می دم به نوری که بهم داد... نوری که از تو گرفته بود... که با نورت زندگیشو نورانی تر از نور کن....<br />
همین...<br />
<br />
<br />
فقط منو نــــبــــــخــش...]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[!All I Want To Do, Is Rest My Head On You]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6219</link>
			<pubDate>Sun, 28 Feb 2010 18:20:52 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6219</guid>
			<description><![CDATA[فضاي بس غريبي ست...<br />
<br />
محيطي ست كه مدت ها در هواي آن نفس زده اي؛ خوانده؛ نوشته؛ شنيده و ديده اي، اكنون اما چه نا آشناست!<br />
ميخواهي چيزي بگوئي؛ ترس تمام وجودت را در بر ميگيرد؛ قلبت ميكوبد؛ عرقي سرد بر پشاني ات مي نشيند و انگشتان خسته ات هراسانند از لمس كيبورد، خشكشان ميزند از حيرت! كه چه شد؟! به ناگاه در ذهنت ميگذرد زمانهاي دورِ ِ بودنت؛ چه بسيار بودنت؛ در ميان آنان كه دوست ميداشتي، براي آنان ميامدي و ميگفتي و مي شنيدي شان...<br />
مرور ميكني تمام لحظه هاي عاشقان موسيقي را كه چه شاداب و جوان بود و چه قدرتمند!<br />
كه تو بودي و من و هزار شعر و عكس و بيوگرافي و ....!<br />
نمي خواهي گلايه تباه كند واژه هايت را، افكارت را جمع ميكني و ميكوشي آن همه دلتنگي را بپاشي به مانيتور و خلاص شوي تا شايد بشكنند اين قفلهاي بي كليد؛ ميترسي اما! باز ميترسي از آن همه كه رفته اند و نميشنوند فريادت را. ميترسي از آنان كه آمده اند و هيچ نمي شناسند ات و هيچ نمي شناسي شان!<br />
ميترسي نفهمند خانه بود برايت اين صفحهات مجازي!<br />
ميترسي بگويي  فوران درد بودي؛ وقتي ميكوشيدي 360 و بلاگفا و هزار كثافت ديگر را جايگزين اش كني كه نشد و نشد و نشد!<br />
پرسه زدي در تمام اين صفحات و بازگشتي؛ به خانه! <br />
خانه اي كه ديگر خانه نيست!<br />
RONIN كه ديگر RONIN نيست!<br />
Antimatter؛ The Freak Show عظيمش را در گوشهايت فرياد ميكند و در ميماني در اندوه صداي اين مرد؛ ميخواهي فرياد بر آوري؛ رمقي نيست اما؛ آه... Evanescence.ir ِ من؛ چه دور شده ام از تو؛ چه دور شده اي از من! گوئي مي گريزيم از هم!<br />
تو بودي و شيوا و علي و پيام و نيما و پدرام و سامان و نيوشا و اميد و سپيده و ميلاد و وحيد و نسرين و هزار هزار واژه و انديشه وسرزندگي آن روزها؛ آن تاپيك ها! كاش ميتوانستي تمامي تضاد احساس آن روز ها و اين روزهايت را متبلور كني در واژه هاي بي جاني كه هيچ كس نخواهد فهميدشان! ميخواهي خلاص شوي اما؛ از سردرگمي اين لحظه ها؛ از تفاوت اين ثانيه هاي غريب؛ اكانت هاي غريب؛ واژه هاي غريب!<br />
با تمام وجود ميخواهي باز گردد زمستان سرد 86 و شب نشيني هاي آنلاين ات با علي و مهران و صبا و رامتين!<br />
گذشتي و گذشتند و دچار شدي به تمام آن چيزي كه مي هراساند ات روزي!<br />
محدود شدي در اس ام اس هاي چند كلمه اي كه خلاصه ميشوند در احوالپرسي هاي روزمره كه هستي شان دردناك تر از نيستي شان است! كه هيچ حس لعنتيي اي را انتقال نمي دهند! به صميميت تباه شده در سير زمان مي نگري و درك اش نميكني! ميكوبد در روحت؛ علي "مدير سريع"؛ نيوشا و پروانه اش و منصور ِ تنهائي و Field Of Innocence و آناتماي وحيد و تمام آن چيز ها...! <br />
سرما وجودت را مي گيرد وقتي به اين فقدان مي انديشي و مضحك به نظر ميايد وابستگي ات!<br />
هست اما؛ با تو... هست و هستي!<br />
!RONIN بي Evanescence.ir<br />
Evanescence.ir بي RONIN !<br />
خسته ميشوي از اين همه دلتنگي و  پايانت ميشود....<br />
<br />
"کهکشان ها، کو زمینم؟!<br />
زمین، کو وطنم؟!<br />
وطن، کو خانه ام؟! <br />
خانه، کو مادرم؟! <br />
مادر، کو کبوترانه ام؟! <br />
معنای این همه سکوت چیست؟!<br />
من گم شده ام در تو، <br />
یا تو گم شده ای در من، اي زمان؟<br />
اي كاش... هرگز آن روز از درخت انجير پائين نيامده بودم؛ كاش!"<br />
    <br />
(حسين پناهي)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[فضاي بس غريبي ست...<br />
<br />
محيطي ست كه مدت ها در هواي آن نفس زده اي؛ خوانده؛ نوشته؛ شنيده و ديده اي، اكنون اما چه نا آشناست!<br />
ميخواهي چيزي بگوئي؛ ترس تمام وجودت را در بر ميگيرد؛ قلبت ميكوبد؛ عرقي سرد بر پشاني ات مي نشيند و انگشتان خسته ات هراسانند از لمس كيبورد، خشكشان ميزند از حيرت! كه چه شد؟! به ناگاه در ذهنت ميگذرد زمانهاي دورِ ِ بودنت؛ چه بسيار بودنت؛ در ميان آنان كه دوست ميداشتي، براي آنان ميامدي و ميگفتي و مي شنيدي شان...<br />
مرور ميكني تمام لحظه هاي عاشقان موسيقي را كه چه شاداب و جوان بود و چه قدرتمند!<br />
كه تو بودي و من و هزار شعر و عكس و بيوگرافي و ....!<br />
نمي خواهي گلايه تباه كند واژه هايت را، افكارت را جمع ميكني و ميكوشي آن همه دلتنگي را بپاشي به مانيتور و خلاص شوي تا شايد بشكنند اين قفلهاي بي كليد؛ ميترسي اما! باز ميترسي از آن همه كه رفته اند و نميشنوند فريادت را. ميترسي از آنان كه آمده اند و هيچ نمي شناسند ات و هيچ نمي شناسي شان!<br />
ميترسي نفهمند خانه بود برايت اين صفحهات مجازي!<br />
ميترسي بگويي  فوران درد بودي؛ وقتي ميكوشيدي 360 و بلاگفا و هزار كثافت ديگر را جايگزين اش كني كه نشد و نشد و نشد!<br />
پرسه زدي در تمام اين صفحات و بازگشتي؛ به خانه! <br />
خانه اي كه ديگر خانه نيست!<br />
RONIN كه ديگر RONIN نيست!<br />
Antimatter؛ The Freak Show عظيمش را در گوشهايت فرياد ميكند و در ميماني در اندوه صداي اين مرد؛ ميخواهي فرياد بر آوري؛ رمقي نيست اما؛ آه... Evanescence.ir ِ من؛ چه دور شده ام از تو؛ چه دور شده اي از من! گوئي مي گريزيم از هم!<br />
تو بودي و شيوا و علي و پيام و نيما و پدرام و سامان و نيوشا و اميد و سپيده و ميلاد و وحيد و نسرين و هزار هزار واژه و انديشه وسرزندگي آن روزها؛ آن تاپيك ها! كاش ميتوانستي تمامي تضاد احساس آن روز ها و اين روزهايت را متبلور كني در واژه هاي بي جاني كه هيچ كس نخواهد فهميدشان! ميخواهي خلاص شوي اما؛ از سردرگمي اين لحظه ها؛ از تفاوت اين ثانيه هاي غريب؛ اكانت هاي غريب؛ واژه هاي غريب!<br />
با تمام وجود ميخواهي باز گردد زمستان سرد 86 و شب نشيني هاي آنلاين ات با علي و مهران و صبا و رامتين!<br />
گذشتي و گذشتند و دچار شدي به تمام آن چيزي كه مي هراساند ات روزي!<br />
محدود شدي در اس ام اس هاي چند كلمه اي كه خلاصه ميشوند در احوالپرسي هاي روزمره كه هستي شان دردناك تر از نيستي شان است! كه هيچ حس لعنتيي اي را انتقال نمي دهند! به صميميت تباه شده در سير زمان مي نگري و درك اش نميكني! ميكوبد در روحت؛ علي "مدير سريع"؛ نيوشا و پروانه اش و منصور ِ تنهائي و Field Of Innocence و آناتماي وحيد و تمام آن چيز ها...! <br />
سرما وجودت را مي گيرد وقتي به اين فقدان مي انديشي و مضحك به نظر ميايد وابستگي ات!<br />
هست اما؛ با تو... هست و هستي!<br />
!RONIN بي Evanescence.ir<br />
Evanescence.ir بي RONIN !<br />
خسته ميشوي از اين همه دلتنگي و  پايانت ميشود....<br />
<br />
"کهکشان ها، کو زمینم؟!<br />
زمین، کو وطنم؟!<br />
وطن، کو خانه ام؟! <br />
خانه، کو مادرم؟! <br />
مادر، کو کبوترانه ام؟! <br />
معنای این همه سکوت چیست؟!<br />
من گم شده ام در تو، <br />
یا تو گم شده ای در من، اي زمان؟<br />
اي كاش... هرگز آن روز از درخت انجير پائين نيامده بودم؛ كاش!"<br />
    <br />
(حسين پناهي)]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ArtistDirect : Evanescence is Back]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6218</link>
			<pubDate>Sun, 28 Feb 2010 08:06:04 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6218</guid>
			<description><![CDATA[سلام <br />
<br />
سایت اینترنتی artistdirect.com یه مقاله کوتاه منتشر کرد در مورد اینکه اونسنس قراره آلبوم جدیدی بیرون بده و یه گفتگوی مختصری هم با ایمی داشته. چیز های جدیدی گفته نشده به جز اینکه بازه ی زمانی عرضه ی آهنگ دقیقتر شده و چند خط هم از صحبتش با ایمی نقل کرده. دیدم می ارزه ترجمه شه ، گفتم بذارم ... <br />
<br />
کلا" خیلی خوبه ... الان خیلی از سایت ها و مجلات دارن این خبر رو که اونسنس در 2010 آلبوم میده رو پخش میکنن ... lml <br />
<br />
موفق باشین...<br />
<br />
------------------------<br />
<br />
<br />
<br />
اونسنس برگشته :<br />
گروه راک مولتی پلاتینوم با آلبوم سومش داره میاد.<br />
<br />
<br />
اونسنس، 2010 رو با آلبوم سوم به شدت تحت تعقیب خودش تسخیر میکنه. که قراره برای اواخر آگوست و اوایل سپتامبر به بازار بیاد.  جلودار اونسنس ، ایمی لی تایید کرد که اونسنس در این هفته به استودیو خواهد رفت تا کار برای آلبوم سومشون رو با تهیه کننده ی برنده ی جایزه ی گرمی استیو لیلیوایت شروع کنن.<br />
<br />
یکی از خفن ترین چیزهایی که من تو عمرم در وقایع اتفاق افتاده برای دیسنی دیدم زمانی بود که "لی" استیج رو برای افتتاحیه ی Nightmare Before Christmas 3D در El Capitan theater به دست گرفت برای اجرای بازگردانی شده ی به شدت درگیر کننده و بی نهایت شگفت انگیزی از "Sally's Song" از آلبوم Nightmare Revisited. او به شکلی فوقالعاده به عنوان یه وکالیست رشد کرد و این آلبوم جدید وعده ی یکی از مهم ترین ریکورد های راک سال رو میده. <br />
<br />
ایمی لی گفت : "نمیتونم توضیح بدم که چه قدر در مورد این ریکورد هیجان دارم " . "در طی  یک سال و نیم گذشته ، این آهنگا در مرکزیت زندگی من قرار داشتند و نمیتونم صبر کنم تا بشنوم که چه جوری قراره تو استودیو ارتقا پیدا کنن. فکر میکنم صدا مون به چیزی تکامل پیدا میکنه که مردم رو شگفت زده خواهد کرد ، از یه راه خیلی خوب. حس میکنم ، مثل همیشه ، اون رشد و تکامل میتونه خیلی خارق العاده و بی حد و مرز باشه، اگه فقط تو بهش اجازه ی پیشرفت بدی. من هیچ وقت دوست ندارم یه جور آلبوم رو دو بار بسازم ."<br />
<br />
باند با آهنگای تک مشهورش مثل "Bring Me to Life" و "My Immortal" و"Going Under" و "Call Me When You’re Sober" تضمین میکنه که همچنان هسته ی صدای اونسنس رو حفظ میکنه در حالی که به یکپارچه سازی صدا های جدید برای تولید دنیایی دیگر میپردازه. هسته ی موسیقی ای که بازه ای از صداهای نجوا مانند تا صدا های پرخاشگرانه ی راک ، گاث و کلاسیک رو به رهبری آواز های پر شور "لی" در بر میگیره.<br />
<br />
اونسنس هم اکنون تشکیل شده از پایه گذارش ، ایمی لی، برای وکال، پیانو و هارپ ؛ تری بالسامو برای گیتار ؛ تیم مک کورد برای گیتار بیس؛  و ویل هانت درامر گروه . و یک همکار استودیویی به نام ویل "Science" که کار برنامه نویسی و درام رو در کنار تهیه کنندگی فرعی به عهده داره.<br />
<br />
اونسنس حدود 20 میلیون ریکورد رو در سراسر جهان به فروش رسونده که بیش از 8 میلیون در آمریکا بوده. به همراه لیبلشون ، برنده ی 2 جایزه ی Grammys® برای آلبوم فالن و یک نامزدی همین جایزه برای آلبوم The Open Door را در کارنامه دارد .<br />
<br />
<br />
منبع :<br />
http://www.artistdirect.com/entertainmen...ck/6511485]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام <br />
<br />
سایت اینترنتی artistdirect.com یه مقاله کوتاه منتشر کرد در مورد اینکه اونسنس قراره آلبوم جدیدی بیرون بده و یه گفتگوی مختصری هم با ایمی داشته. چیز های جدیدی گفته نشده به جز اینکه بازه ی زمانی عرضه ی آهنگ دقیقتر شده و چند خط هم از صحبتش با ایمی نقل کرده. دیدم می ارزه ترجمه شه ، گفتم بذارم ... <br />
<br />
کلا" خیلی خوبه ... الان خیلی از سایت ها و مجلات دارن این خبر رو که اونسنس در 2010 آلبوم میده رو پخش میکنن ... lml <br />
<br />
موفق باشین...<br />
<br />
------------------------<br />
<br />
<br />
<br />
اونسنس برگشته :<br />
گروه راک مولتی پلاتینوم با آلبوم سومش داره میاد.<br />
<br />
<br />
اونسنس، 2010 رو با آلبوم سوم به شدت تحت تعقیب خودش تسخیر میکنه. که قراره برای اواخر آگوست و اوایل سپتامبر به بازار بیاد.  جلودار اونسنس ، ایمی لی تایید کرد که اونسنس در این هفته به استودیو خواهد رفت تا کار برای آلبوم سومشون رو با تهیه کننده ی برنده ی جایزه ی گرمی استیو لیلیوایت شروع کنن.<br />
<br />
یکی از خفن ترین چیزهایی که من تو عمرم در وقایع اتفاق افتاده برای دیسنی دیدم زمانی بود که "لی" استیج رو برای افتتاحیه ی Nightmare Before Christmas 3D در El Capitan theater به دست گرفت برای اجرای بازگردانی شده ی به شدت درگیر کننده و بی نهایت شگفت انگیزی از "Sally's Song" از آلبوم Nightmare Revisited. او به شکلی فوقالعاده به عنوان یه وکالیست رشد کرد و این آلبوم جدید وعده ی یکی از مهم ترین ریکورد های راک سال رو میده. <br />
<br />
ایمی لی گفت : "نمیتونم توضیح بدم که چه قدر در مورد این ریکورد هیجان دارم " . "در طی  یک سال و نیم گذشته ، این آهنگا در مرکزیت زندگی من قرار داشتند و نمیتونم صبر کنم تا بشنوم که چه جوری قراره تو استودیو ارتقا پیدا کنن. فکر میکنم صدا مون به چیزی تکامل پیدا میکنه که مردم رو شگفت زده خواهد کرد ، از یه راه خیلی خوب. حس میکنم ، مثل همیشه ، اون رشد و تکامل میتونه خیلی خارق العاده و بی حد و مرز باشه، اگه فقط تو بهش اجازه ی پیشرفت بدی. من هیچ وقت دوست ندارم یه جور آلبوم رو دو بار بسازم ."<br />
<br />
باند با آهنگای تک مشهورش مثل "Bring Me to Life" و "My Immortal" و"Going Under" و "Call Me When You’re Sober" تضمین میکنه که همچنان هسته ی صدای اونسنس رو حفظ میکنه در حالی که به یکپارچه سازی صدا های جدید برای تولید دنیایی دیگر میپردازه. هسته ی موسیقی ای که بازه ای از صداهای نجوا مانند تا صدا های پرخاشگرانه ی راک ، گاث و کلاسیک رو به رهبری آواز های پر شور "لی" در بر میگیره.<br />
<br />
اونسنس هم اکنون تشکیل شده از پایه گذارش ، ایمی لی، برای وکال، پیانو و هارپ ؛ تری بالسامو برای گیتار ؛ تیم مک کورد برای گیتار بیس؛  و ویل هانت درامر گروه . و یک همکار استودیویی به نام ویل "Science" که کار برنامه نویسی و درام رو در کنار تهیه کنندگی فرعی به عهده داره.<br />
<br />
اونسنس حدود 20 میلیون ریکورد رو در سراسر جهان به فروش رسونده که بیش از 8 میلیون در آمریکا بوده. به همراه لیبلشون ، برنده ی 2 جایزه ی Grammys® برای آلبوم فالن و یک نامزدی همین جایزه برای آلبوم The Open Door را در کارنامه دارد .<br />
<br />
<br />
منبع :<br />
http://www.artistdirect.com/entertainmen...ck/6511485]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مهمان Evanescence.ir !]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6215</link>
			<pubDate>Sat, 27 Feb 2010 14:19:08 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6215</guid>
			<description><![CDATA[سلام به همگی<br />
<br />
خوب میخوام راجع به یه مسئله ای صحبت کنم که قبلا اون رو با سینا جان در میون گذاشتم که ایشون هم به اقا پیام گفتن، اما مثل اینکه فایده ای نداشت.. امروز میخوام اینجا یکم رسمی تر بیانش کنم و نظر شماها رو هم بدونم..<br />
<br />
تو این چند روزه که بچه ها یکم از تغییر تو فروم صحبت میکنن فکر میکنم این پیشنهاد به درد بخوره.. این که یه بخش دیگه برای مثال به عنوان "مهمان Evanescence.ir" یا هر چیز دیگه ای ایجاد کنیم برای یه مصاحبه ی درست حسابی و پر از چالش (!) برای عضو های فروم. که هر هفته با یک نفر مصاحبه بشه و مدیر اون بخش هم این مصاحبه هارو انجام بده.مدیر باید کسی باشه که بچه ها رو خوب بشناسه یا همچین شخصی به مدیر کمک کنه. این بخش خیلی با صندلی راک فرق داره. نمونش تو فرو های دیگه هست پس چرا ما نداشته باشیم؟! فایده های زیادی داره از خیلی لحاظ. اینکه همدیگرو بیشتر میشناسیم. یه تغییره و سرگرمی جدیدی تو فروم. باعث میشه سعی کنیم بچه های قدیمی که کمتر به فروم میان بیشتر به اینجا سر بزنن و . . .<br />
<br />
نظراتتون رو دوست دارم بدونم. از موافقت تا مخالفت با این پیشنهاد تا اسم..<br />
<br />
ممنون]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام به همگی<br />
<br />
خوب میخوام راجع به یه مسئله ای صحبت کنم که قبلا اون رو با سینا جان در میون گذاشتم که ایشون هم به اقا پیام گفتن، اما مثل اینکه فایده ای نداشت.. امروز میخوام اینجا یکم رسمی تر بیانش کنم و نظر شماها رو هم بدونم..<br />
<br />
تو این چند روزه که بچه ها یکم از تغییر تو فروم صحبت میکنن فکر میکنم این پیشنهاد به درد بخوره.. این که یه بخش دیگه برای مثال به عنوان "مهمان Evanescence.ir" یا هر چیز دیگه ای ایجاد کنیم برای یه مصاحبه ی درست حسابی و پر از چالش (!) برای عضو های فروم. که هر هفته با یک نفر مصاحبه بشه و مدیر اون بخش هم این مصاحبه هارو انجام بده.مدیر باید کسی باشه که بچه ها رو خوب بشناسه یا همچین شخصی به مدیر کمک کنه. این بخش خیلی با صندلی راک فرق داره. نمونش تو فرو های دیگه هست پس چرا ما نداشته باشیم؟! فایده های زیادی داره از خیلی لحاظ. اینکه همدیگرو بیشتر میشناسیم. یه تغییره و سرگرمی جدیدی تو فروم. باعث میشه سعی کنیم بچه های قدیمی که کمتر به فروم میان بیشتر به اینجا سر بزنن و . . .<br />
<br />
نظراتتون رو دوست دارم بدونم. از موافقت تا مخالفت با این پیشنهاد تا اسم..<br />
<br />
ممنون]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دفاع از اونسنس و راک]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6211</link>
			<pubDate>Fri, 26 Feb 2010 15:54:19 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6211</guid>
			<description><![CDATA[دیروز تو اتوبوس داشتم با هدفون اهنگ (evanescence) گوش میدادم که کناردستیم کنجکاو شد گفت بزار من هم گوش بدم.خلاصه گوش کرد وگفت این مزخرفات چیه گوش میدی؟ و حسابی موسیقی غربی  رو شست و گزاشت کنار....راستشو بخای من هم ناراحت شدم ولی بهش چیزی نگفتم(فکر کردم باید به نظر دیگران احترام گزاشت),نمیدونم اگه این موضوع برای شما پیش بیاد,شما چیکار میکنید؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دیروز تو اتوبوس داشتم با هدفون اهنگ (evanescence) گوش میدادم که کناردستیم کنجکاو شد گفت بزار من هم گوش بدم.خلاصه گوش کرد وگفت این مزخرفات چیه گوش میدی؟ و حسابی موسیقی غربی  رو شست و گزاشت کنار....راستشو بخای من هم ناراحت شدم ولی بهش چیزی نگفتم(فکر کردم باید به نظر دیگران احترام گزاشت),نمیدونم اگه این موضوع برای شما پیش بیاد,شما چیکار میکنید؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عکس های Amy Lee بدون آرایش !!!]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6206</link>
			<pubDate>Thu, 25 Feb 2010 12:19:43 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6206</guid>
			<description><![CDATA[سلام !!!<br />
خیلی تو انجمن گشتم و این عکسا رو پیدا نکردم !!!<br />
امیدوارم مثل پست قبلیم تکراری نباشند :<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام !!!<br />
خیلی تو انجمن گشتم و این عکسا رو پیدا نکردم !!!<br />
امیدوارم مثل پست قبلیم تکراری نباشند :<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فونت اوانسسنس]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6202</link>
			<pubDate>Wed, 24 Feb 2010 21:37:43 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6202</guid>
			<description><![CDATA[از این آدرس فونت اوانسسنس رو دانلود کنید<br />
http://www.draftlight.net/aeryn/evanesce...escent.ttf]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[از این آدرس فونت اوانسسنس رو دانلود کنید<br />
http://www.draftlight.net/aeryn/evanesce...escent.ttf]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پیام تصویری جدید ایمی]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6201</link>
			<pubDate>Wed, 24 Feb 2010 17:53:38 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6201</guid>
			<description><![CDATA[سلام ایمی چند دقیقه پیش یه پیام تصویری در مورد Together Again و اینکه اونسنس در استودیو به سر میبره منتشر کرد ... <br />
<br />
از این لینک میتونید این آپدیت 14 ثانیه ای رو دانلود کنید:<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
لینک دانلود با حجم حدود 1 MB <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
لینک یوتوب : http://www.youtube.com/watch?v=1EcS4TJEGJY<br />
لینک کمکی : http://www.mediafire.com/?2rwyqmzgw0n<br />
<br />
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام ایمی چند دقیقه پیش یه پیام تصویری در مورد Together Again و اینکه اونسنس در استودیو به سر میبره منتشر کرد ... <br />
<br />
از این لینک میتونید این آپدیت 14 ثانیه ای رو دانلود کنید:<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
لینک دانلود با حجم حدود 1 MB <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
لینک یوتوب : http://www.youtube.com/watch?v=1EcS4TJEGJY<br />
لینک کمکی : http://www.mediafire.com/?2rwyqmzgw0n<br />
<br />
]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تاپیک نظرات برای بهتر شدن فروم]]></title>
			<link>http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6243</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 06:04:51 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://evanescence.ir/forum/showthread.php?tid=6243</guid>
			<description><![CDATA[سلام به دوستای خوبم:<br />
من این تاپیک رو برای این درست کردم که هر کس نظری برای بهتر شدن فروم داره بده.<br />
البته این فروم واقعا" عالیه ولی می تونه بهتر از این هم بشه...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام به دوستای خوبم:<br />
من این تاپیک رو برای این درست کردم که هر کس نظری برای بهتر شدن فروم داره بده.<br />
البته این فروم واقعا" عالیه ولی می تونه بهتر از این هم بشه...]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>